ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
7
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
[ فصل اول ] وقايع سفر از تهران تا تفليس يوم سهشنبه بيست و پنجم شهر جمادى الثانى 1229 : [ ه . ق ] سه ساعت و سى و پنج دقيقه از روز گذشته صاحبى ايلچى با اثاث و اسباب تمام بعد از مرخصى از حضور شاهنشاه عالمپناه همايون از دار الخلافهء طهران حركت و امامزاده حسن را كه در يك فرسخى شهر واقع است محل توقف ساخته ، در آنجا حكم نمودند كه فيلان و اسبان هدايا را پيش روانه ساخته و خود پاسى از شب گذشته از آنجا حركت و روانهء كمالآباد كه نه فرسخى آنجاست گرديدند . قدرى از شب را در آنجا توقف و به نسبت شب قبل قدرى از شب گذشته از آنجا روانهء صفر خواجه گرديدند . مسافت هشت فرسخ بود . و به طريق پيش ، شب از آنجا حركت و بعد از طى هشت فرسخ راه وارد خارج شهر قزوين گرديديم . قبل از ورود به قدر سى چهل نفر سوار از اعزه و اعيان آنجا به استقبال آمده . لوازم تعارف با صاحبى ايلچى بجاى آوردند . در آنجا چادر برپا نموده توقف نموديم . قريب به ظهر ميرزا محمد حسين وزير سركار نواب شاهزادهء اعظم على نقى ميرزاى صاحب اختيار قزوين به ديدن صاحبى ايلچى آمدند . بعد از تعارفات رسمى به صحبت مشغول شدند ، و ساعتى توقف كرده ، معاودت به شهر نمودند . چون يوم بعد از ورود به آنجا توقف واقع شده بود ، عباس نام شاطر صاحبى ايلچى در شهر رفته شرب خمر نموده بود اين معنى بعرض صاحبى ايلچى رسيد . فورا او را احضار و بهقدر دو سه هزار چوب شلاق به او نواخته زلف و كاكل و ريش او را به كلى قطع و او را از ملازمت خود اخراج نمودند . ديگر اينكه چون شاهزادهء اعظم در همين روز از دار الخلافهء طهران معاودت به قزوين فرموده بودند صاحبى ايلچى شوق شرفيابى حضور ايشان را بسيار به همرسانيده ، رقعهاى به ميرزا محمد حسين وزير قلمى نمودند ، كه در صورت امكان شرفياب شده باشد ، در جواب شرحى نوشته بودند كه بهعلت زحمت و كسالت عرض راه ، شاهزاده اعظم استراحت فرمودهاند و از اين جهت [ از ] بار يافتن حضور متعذر است . و ميرزا خود مجددا به منزل صاحبى آمده نظر به نيكى ذات حميده صفات و وفور دانشمندى كه با ايشان است دقيقه [ اى ] از مراتب مهماندارى و تعارفات فروگذاشت نكرده ، لازمهء مهماننوازى بجاى آورده ، الحق اولاد مرحمتپناه ميرزا محمد كاظم مستوفى سركار شاه جنت مكان هر يك در مرتبهء خود عديل و نظير ندارند و به جميع اوصاف حميده و اخلاق پسنديده و كمالات و محاسن صورى و معنوى آراسته و پيراسته مىباشند . چنانچه ميرزا بابا كه اكبر اولاد اوست و مستوفى ديوان اعلاست